
زندگی فرصت یک سجده به دستان خداست
زندگی صحنه عاشق شدن است
زندگی آب روانی است خنک بر تن عریان چنار
زندگی حس سکوت است در این خانه ی دنج
زندگی خنده یک کودک بازیگوش است
زندگی سایش دستان لطیفی است که
در دست من امروز پر از احساس است
زندگی چیدن یک نسترن از باغ گل است
زندگی قامت شمعی است که کوتاهی آن پر معناست
زندگی رویش سبزی است که خورشید به پا ساخته است
زندگی هاله ی نوری است که تا عرش تداوم دارد
زندگی زادن قلب من و توست
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی حس لطیفی است که یک گل دارد
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی شیرین است؟؟؟؟؟؟؟
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
آرشیو موضوعی
اعلانیه ازدواج به سبک قاجار
بدون هیچ حرف اضافه ای
دستت بده فالتو بگیروم
تا به تا نویسی
جسارت اوووووووه...چه خبر؟؟!!
تولد
به هر چی فک کنی اون رو مثل آهن ربا به سمت خودت میک
خدا عادله
خدایا تنهام نزار
بهترین دعا
دانشگاه
امروز زندگی را آغاز کن!
قدر بدانیم
روزه
جوانی
کلاس بی میز و صندلی و تخته؟!!!
زندگی بی نشاط
عشق
جای تو خالی
عاشق شدن دل میخواد نه دلیل
عاشق شدم
ناله بی جواب
خدا همیشه بین ماست
یه جایی فقط واسه تو
حقیقت
رشد در سختی ها
سر کاری
لینک ها
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
مسافر برفی مهربون
نشریه الکترونیکی سی پی اچ
لدا
لولو
اوینار
غواص
معصومی
آیدا
مشی
دستنوشته های اینمورکس
بهاره
مریم خانم
بابونه(پ.نون)
آرش
ستاره
حسین
قصه بی پایان دل
خاطرات خانواده
گل پسر
همه روزهام
آرشیو پیوندهای روزانه
دوست نداشتم اولین مطالبی که تو سال جدید مینویسم از غم و مصیبت و نبودن یه عزیز نه سه تاعزیز باشه
ولی روزگار خیلی نامرده
خیلی بده که وقتی صدای تلفن بلند میشه و گوشی رو برمیداری کسی که اون طرف خطه یه خبر بد
بهت بده .خیلی بده که وقتی منتظر برگشت مسافرت از سفرش هستی خبر مرگش رو بهت بدن
خیلی بده دایی جوونت رو تو سی و هشت نه سالگی از دست بدی خیلی بده خبر مرگ یه داداش رو
به یه خواهر بدی
خیلی بده دایی ات که تازه ۶ماهه اومده تو خونه خودش رو از دست بدی
خیلی بده دایی ات ،خانمش و پسر سیزده سالش با هم تو یه روز بمیرن
خیلی بده یه پسر هیجده ساله و یه دختر ده ساله یه دفعه یتیم بشن
خیلی بده که تمام این اتفاق ها واسه یه مادر بیفته
خیلی بده این خبرا رو به یه خواهر بدی
از همه اینا بدتر اینه که دیگران به مال اون یتیم ها چشم داشته باشن
اما به قول مامانم مال اونا که به خودشون وفا نکرد میخواد به اینا وفا کنه
امیدوارم هیچ وقت از این اتفاقات براتون نیفته
مشنگ![]()
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388-5:7 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

واقعا" اینکه میگن عید مال بچه هاست درسته ؟ شما نظرتون چیه یعنی الان من باید میگفتم
سال نو مبارک ؟!
حالا هر چی دلتون میخواد مبارکتون باشه. تا باشه از این سالا باشه .
من که خیلی خوشحالم حتی اگه بگن عید مال بچه هاست بازم میخوام بگم که از اینکه عید شده
خوشحالم چون اگه قرار باشه سال نو بشه ولی جشن چندین هزار ساله ی جمشید خان نباشه ،
اگه تعطیلی دانشگاه و به خصوص تعطیلی کار نباشه ، اگه مرد هزار چهره و دو هزار چهره نباشه ،
اگه لباس نو نباشه و .... پس نو شدن سال چه معنی ای داره ؟؟؟
بیاین ما بزرگترا خودمون رو گول نزنیم و بیخودی عید رو به اون موجودات معصوم نسبت ندیم
چون هر چی باشه این ماییم که کلمه عید و وقایع قبل و بعد از اون رو به بچه هامون یاد میدیم .
شاد باشین و خوش بگذره ارادتمند، مشنگ![]()
جمعه سی ام اسفند 1387-7:32 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

از همتون معذرت میخوام یه مدت نبودم به دلایلی ولی اومدم قول میدم باشم .
همین- بعد مفصل خدمت میرسم![]()
سه شنبه بیستم اسفند 1387-5:14 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

دوستان عزیز که اینقد نگرانم شدین( جون خودتون)
بدینوسیله اعلام میدارم در سلامتی به دست میبرم
راستی چه مسخره میشد اگه به جای همه سرا بقیه عضو های بدنمون رو مینوشتیم![]()
ترجمه هام رو سر وقت تحویل دادم طرف هم خیلی خوشش اومد (اینقدر روون
نوشتین و قابل فهم که کسی نمیتونه تشخیص بده ترجمه است یا اصل)
منم گفتم خوب ترجمه هام ترجمه برابر با اصل است دیگه ![]()
از استاد پرسیدم چقد بگیرم گفت: اگه تو صفحه بین ۲۵۰ تا ۲۸۰ کلمه
باشه و با توجه به کار دانشجویی ۷ یا ۸ هزار تومن ولی چون مال من ۱۹۵ تا ۲۰۰
کلمه بود گفت: صفحه ای ۵ تومن بگیر ![]()
اینم واسه اطلاعات عمومیتون بد نیست .
واو بالاخره دارم پولدار میشم![]()
بسمه دیگه برم ترجمه متون پذیرفته میشود
مشنگ![]()
یکشنبه هفدهم آذر 1387-4:12 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

باید ترجمه یه کتاب نود صفحه ای رو تا آخر ترم تحویل بدم ولی الان فقط تا صفحه پونزده ترجمه کردم
از اون جایی که اعتماد به نفسم خیلی زیادی بالاست
و علاقه وافری به پول دارم![]()
یه مقاله ده صفحه ای از اقلیدس هم گرفتم تا شنبه هم باید تمومش کنم خیلی سخته ![]()
حالا که دارم اینو ترجمه میکنم حسم عین حسیه که مارو بقیه موجودات موقع پوست اندازی دارن
ولی خوب از اون جایی که ترجمه جنبه داره اونم مثبت
یه چیزایی یاد گرفتم که مطمئنم خیلیا و صد
البته همسن و سالام نمیدونن یکیش اینکه اقلیدس فامیلش اسکندریه بعدیش هم اینکه یه اقلیدس
هم بوده که صد سال قبل از اقلیدس خودمون زندگی میکرده و اونم فیلسوف بوده کاش اسم منم
اقلیدس بود اونوقت دیگه مشنگ
نبودم و یه چیزی سرم میشد
. ولی مترجمای خوب یه چیزایی حالیشونه نه؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی ما چقدر تو حرفامون از سر سوء استفاده بهینه میکنیم توجه نکردین؟ خوب توجه کنین:
هیچی سرش نمیشه*****************************************************
سرش بو قورمه سبزی میده(حالا چرا قورمه سبزی و آبگوشت نه نم دونم)*******************
دست از سرم بردار*******************************************************
سر به سرم نزار**********************************************************
از سر رام برو کنار*****************************************************
سر کلاسم************************************************************
برو سر درست*********************************************************
میرم سر کار*******************************************************
سرسری نگیر********************************************************
یه غذای سر دستی بده بخوریم(حرف آقایون)***********************************
سر و صدا نکن********************************************************
سر جات بشین*********************************************************
زیر سرش بلند شده****************************************************
وایستا سر خیابون تا برسم***********************************************
سر رات نون بخر بیار(حرف خانم ها) خواستی پنیر.نون بخر!!!!**************************
سر پا وایستا**********************************************************
بسه دیگه سرم درد گرفت دیگه چیزی یادم نمیاد اگه یادم اومد میام میگم
*******************************************************************
*******************************************************************
برام خیلی دعا کنین![]()
![]()
قراره یه تغییراتی اتفاق بیفته ولی من اصلا"دوس ندارم کاشکی خدا به
واسطه دعای شما یه راه فرعی، یه راه خاکی، یه در رویی، چیزی نشونم بده .
دوست جونم گیج منگولی عزیز![]()
امروز پرواز میکنه فرانسه ،واسه یه کنگره یه مقاله توپ نوشته بود
پذیرفتندش داره میره واسه ارائه مقالش . وقتی شنیدم تنها کاری که به ذهنم رسید این بود که برم
و بهش تبریک بگم . دستای گرمش و چشاش که از شادی برق میزدن
بهم آرامش داد و آرزو کردم
همیشه همین طور شاد و موفق ببینمش چون واقعا" لایق هر دوشونه.
بازم بهت تبریک میگم گلم![]()
یعنی میشه منم یه روزی مث اون بشم؟!!!؟؟![]()
![]()
![]()
خلاصه خیلی گرفتارم .
شاد باشین
مشنگ گرفتار![]()
پنجشنبه هفتم آذر 1387-12:15 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

خیلی وقته کارای جسورانه ام زیاد شدن و با همچون کارایی یا حال دیگران رو پیچوندم یا حال خودم
پیچیده تو قوطی ، چون صادقم میگم یعنی میخواستم از طرف یه حالی بگیرم و ناشیانه برخورد میکردم
خودم حال گیر می شدم.
*********************************************************************
این دفعه استثنائا من بودم که حال طرفو گرفتم چه جور:
ماجرا از این قراره که من یه مزاحم موبایلی (دیگه تلفن کجا پیدا میشه)داشتم که به مدت دو هفته
کلیدش رو من قفل شده بود و هر کاری میکردم این قفل باز شدنی نبود که نبود.
یه شب که طبق معمول همیشه برام اسمس فرستاد خیلی گرم جوابش رو دادم وگفتم:
*میخوام ببینمت![]()
¤چی شد ما رو تحویل گرفتی؟![]()
*دیدم انگار با همه پسرا فرق داری![]()
¤باشه عزیزم کی ؟ کجا؟![]()
*یه جای خلوت که کسی نبیندمون آخه من میترسم کسی منو با تو ببینه![]()
¤باشه عزیزم هر جایی تو بخوای تو فقط بگو کجا؟
*فردا برات اسمس میفرستم باید ببینم کجا بهتره![]()
.... پسره زنگ زد رو گوشیم ....جوابش رو ندادم وقطش کردم![]()
¤عزیزم چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟![]()
*نمیتونم حرف بزنم ![]()
¤باشه عزیزم هر وقت تونستی حرف بزنی تماس بگیر یا میس بزن خودم تماس میگیرم که خرجت زیاد نشه![]()
*باشه
فردا شد وقرار بود محل قرار رو براش اسمس کنم
از تلفن عمومی باهاش تماس گرفتم
*الو
+بگو عزیزم صدات رو به وضوح دارم![]()
*ببین آقا پسر من اونی که تو فک میکنی نیستم ، اگه میخواستم با کسی دوست بشم و رابطه داشته باشم همون اول درست و حسابی تحویلت میگرفتم +خنده* در ضمن شمارت رو دادم به داداشم ،داداشم هم از اون آدماییه که پوست طرفو میکنن![]()
+من که با تو کاری نداشتم خودت برام اسمس فرستادی میخوای ببینیم
*آها راستی اون اسمس های میخوام ببینمت و دلم برات قیلی ویلی میره رو هم داداشم برات فرستاده مواظب خودت باش اگه گیرت بیاره زنده نمیمونی![]()
+ببخشید خانم من معذرت میخوام من اشتباه کردم ![]()
*سعی کن دیگه تو زندگیت از این اشتباهات نکنی ![]()
+من بازم معذرت میخوام
*********************************************************************
دو روز متوالی که باهاش تماس میگرفتم گوشیش خاموش بود
طفلکی خیلی ترسیده بود ![]()
![]()
ولی خداییش کسی از اون ماجرا خبر نداشت جز خودم
و حالا هم شما![]()
*********************************************************************
ارادت
مشنگ سر کار گذار
**************************************************************
اینی که میگم هیچ ربطی به اون یکی نداره ولی یهو یاد برف افتادم ما که هنوز برف
تو مملکتمون شروع به بارش نکرده ولی حس آدم برفی درست کردن رو داریم
این آدم برفیا خیلی قشنگ درست شدن حتی ناف و خط کمر و پیراهنش که بالا رفته و دندونایی که رو
هم قفل شدن
اه یکی دیگه هم در حال صعود اون ورتر نفله شده![]()

پنجشنبه سی ام آبان 1387-9:4 AM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

از بس به ایمیلم سر نزدم دو سه ماه از دنیا عقب موندم ولی بازم خوبه رسیدم تا این ایمیل قشنگ به
تاریخ تبدیل نشده.
*********************************************************************
خوب یکی ترجیح میده ماشین عروسیش رو گلی کنه (این کلمه هم با ضمه . هم با کسره قابل خواندن
است) یکی دلش خواسته رو ماشین عروسیش تور ماهیگیری بزنه ، اون یکی عاشقانه ترین شعرایی که
واسه خانمش سروده و خدایی معنی و مفهو می ندارن رو تو کارت می چپونه و تا دلتون بخواد انواع و
اقسام دیوونه بازی و گاهی ایده های جالب که دور و بر هممون هست و شاید تو کله خودمون <البته
مجردها> خوب چرا بهتون بر میخوره اگه میگفتم همه دیگه دیریریریریریری
اهانت میشد که نکنه به حمد اله قصد تجدید فراشات دارین
ولی این یکی فقط به مخیله این عروس و
داماد رسید
راستی میدونین پسرای عرب اصلا" داماد نمیشن؟؟؟!!!![]()
جدی میگم بیخودی نخندین و چشات هم گرد نشه اونا به داماد هم میگن عروس بیچاره پسرای عرب
بعد تلاش های فراوان به این مرحله که میرسن تازه عروس میشن![]()
![]()
![]()
*****************************************************************
تا یادم نرفته به یه مکاشفه دیگه هم رسیدم اینکه اسمم به انگلیسی میشه:
Round the bend
ارادت
مشنگ کاشف![]()
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387-2:51 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

مهر بانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را
در دفتر نقاشی اش
سیاه کشید!
تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد
کاش میتونست تو دفترش سرمای این روزا رو هم به خاطر پدرش وهمه پدرا گرم بکشه
*******************************************************************
اومدم ببینم چه خبره خبرای بد دیدم داداشم خیلی حالش بده براش دعا میکنم زودتر خوب بشه
و از این حال و هوای نامطلوب بیرون بیاد و دوباره مثل همیشه شاد و شنگول باشه![]()
شنبه بیست و پنجم آبان 1387-3:31 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

چقدر به فال و فال گیری و دیدن آیندتون توسط دیگران اعتقاد دارین؟
**************************************************
یکی از مراجعین مطب یه خانم ۴۰یا شاید هم ۵۰ ساله است ودائم سراغ فال گیرا میگرده.یه روز با شوق اومد پیشم و گفت یه آقاییه خونش شیرازه شماره موبایلشو از یه خانم گرفتم هر چی در مورد زندگیم گفته درست بود حالا گفته واسه اینکه مشکلمو حل کنه برم پیشش . گفتم قصد فضولی ندارم ولی مگه مشکلتون چیه ؟گفت :واسه دخترم شوهرش خیلی بد اخلاقه و دائم کتکش میزنه گفتم حالا طرف چی بهتون گفته گفت :میگه دامادمو جادو کردن واسه رفع جادو هم باید ۲۰۰۰۰۰(دویست هزار تومن)بدم .واسه خودمم هم گفته دلیل اینکه دائم مریضی اینه که دشمن زیاد داری علی الحساب ۷۰۰۰۰(هفتاد هزار تومن )بده تا برات دعا کنم(لابد دشمناش یکی یکی بمیرن)
گفتم میخوای بری شیراز!![]()
گفت:آره ولی راستش پول ندارم کاش میشد از یه جایی جور بشه
.***************************************************.
.*****************************************************
.*******************************************************
چند روز گذشتو من هم از خانم خبر نداشتم .یه روز بارونی که نوبت داشت اومد و دوباره در دلش وا شد که چیکار کنم پول نداریم که پشت بوم خونمون رو ایزو گام کنیم یه دفه یاد شیراز و جناب آینده نگر افتادم گفتم رفتی شیراز گفت آره رفتم
گفتم چقدر پول دادی گفت :دویست هزار تومن واسه دخترم ،صدو پنجاه هزار تومن واسه خودم البته با کرایه از این جا تا شیراز و سوغاتی واسه خواهرم چهارصدو پنجاه هزار تومن خرجم شد.
.
.قضاوتش به عهده خودتون ولی چه آدم های شیادی پیدا میشن که با احساسات مردم بازی میکنن ولی خودمونیم کسی هم نیست این فالگیر ها چقدر پولدارن یه فالگیر قصد مزدوج شدن نداره![]()
.یه نمونه دیگش هم همون سی دی شعبده شیطان اگه ندیدین حتما" ببینین.
من که اصلا"به این جور شیادها اعتماد ندارم امیدوارم شما هم اعتماد نکنین
ارادت
مشنگ اعتماد نکن![]()
یکشنبه نوزدهم آبان 1387-3:37 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته

بعد عمری که اومدم ویه حرفی با خودم آوردم این بلاگفای نامرد
همه رو هاپولی کرد
خیلی حالمو گرفت
*******************************************************
چون میخوام برم پای کار چرا همش بریم سر کار خوب یه دفعه هم بریم پای کار
بگذریم حرفام و خلاصه میکنم. یه متن جالب و کم کمکی مخ پیچ واسه
ترجمه مثلا" متون ساده داشتیم که به این فکر افتادم بیام اینجا موضوع رو
بگم آخه ییهو سلولای خاکستری که ندارم انگارسیاه شدن خوب همونا
قاطی کردن متنه رو مینشونم ببینین چه سخت وا میشه بعد هی نگین
مترجم شدن آسونه
**************************************************
A little story
This is a story about four people
Everybody , Somebody , Anybody , and Nobody
There was an important job to be done
and Everybody was sure that Somebody would do it
Anybody could have done it , but Nobody did it
Somebody got angry about that
because it was Everybody 's job
Everybody thought Anybody could do it,
but Nobody realized that
Everybody wouldn't do it
It ended up that Everybody blamed Somebody
when Nobody did what Anybody coulld have done
******************************************************
خوب اگه خیلی ادعاتون میشه ترجمش کنین دیگه چرا وایستادین ، چرا منو نیگا میکنین ![]()
شروع کنین دیگه![]()
فرصت ندارم از دست این لامصب خیلی عصبانیم
فعلا" ارادت
مشنگ تازه مترجم شده![]()
سه شنبه چهاردهم آبان 1387-3:9 PM | | مشنگ | گروه |لینک به نوشته


